اگر به دنبال اصطلاحات زبان چینی هستید، بهتر است از عبارتهایی شروع کنید که در مکالمه، محیط کار، سفر و موقعیتهای روزمره بیشتر دیده میشوند.
✅ چند اصطلاح پرکاربرد چینی:
马马虎虎 (Mǎmǎ hǔhǔ) یعنی «بد نیست، معمولی است»؛ 一见钟情 (Yī jiàn zhōng qíng) یعنی «عشق در نگاه اول»؛ 一举两得 (Yī jǔ liǎng dé) یعنی «با یک کار، دو نتیجه گرفتن»؛ و 熟能生巧 (Shú néng shēng qiǎo) یعنی «کار با تمرین و تکرار بهتر میشود».
برخی اصطلاحات چینی، بهویژه 成语 (Chéngyǔ)، چهارکاراکتری هستند و معنایی فراتر از ترجمه کلمهبهکلمه دارند. به همین دلیل، یادگیری آنها همراه با مثال و موقعیت استفاده، بسیار مؤثرتر است.
یادگیری یک زبان فقط به حفظ کردن واژهها و ساختن جملههای ساده محدود نمیشود. وقتی وارد گفتوگوهای واقعی میشوید، با عبارتهایی روبهرو خواهید شد که اگر آنها را کلمهبهکلمه ترجمه کنید، شاید معنی چندان روشنی نداشته باشند. بخش مهمی از این عبارتها را در زبان چینی 成语 (Chéngyǔ) مینامند؛ اصطلاحاتی کوتاه و اغلب چهارکاراکتری که بسیاری از آنها ریشه در داستانهای تاریخی، ادبیات کلاسیک و فرهنگ چین دارند.
البته همه اصطلاحات چینی الزاماً چنگیو نیستند. بعضی عبارتها در گفتوگوی روزمره بسیار رایجاند و بعضی دیگر بیشتر در نوشتهها، اخبار، سخنرانیها یا محیط کاری دیده میشوند. بنابراین اگر هدف شما یادگیری کاربردی است، بهتر است ابتدا سراغ اصطلاحاتی بروید که احتمال دیدن یا شنیدن آنها در موقعیتهای واقعی بیشتر است.
اگر در حال شروع یادگیری هستید، داشتن یک مسیر منظم در آموزش زبان چینی کمک میکند واژهها، ساختارهای دستوری و عبارتهای کاربردی را در کنار هم یاد بگیرید. در ادامه، تعدادی از اصطلاحات پرکاربرد زبان چینی را با معنی، پینیین و مثال بررسی میکنیم.
اصطلاحات چینی پرکاربرد در زندگی روزمره
马马虎虎 — معمولی، بد نیست
Pinyin: Mǎmǎ hǔhǔ
یکی از اصطلاحاتی که بسیاری از زبانآموزان چینی خیلی زود با آن آشنا میشوند، 马马虎虎 است. ترجمه تحتاللفظی آن «اسب، اسب، ببر، ببر» است، اما در زبان واقعی چنین معنایی ندارد.
این عبارت میتواند برای توصیف چیزی که کیفیت متوسطی دارد یا برای پاسخ دادن به پرسشهایی مانند «اوضاع چطور است؟» استفاده شود. البته در برخی موقعیتها مفهوم «سرسری» یا «بیدقت» نیز میدهد و معنی دقیق آن به جمله و موقعیت بستگی دارد.
مثال:
你的中文怎么样?
Nǐ de Zhōngwén zěnmeyàng?
چینیات چطور است؟
马马虎虎。
Mǎmǎ hǔhǔ.
بد نیست، معمولی است.
乱七八糟 — بههمریخته و نامنظم
Pinyin: Luàn qī bā zāo
وقتی چیزی بسیار شلوغ، بینظم یا بههمریخته باشد، میتوان از 乱七八糟 استفاده کرد.
این اصطلاح هم برای محیط فیزیکی و هم برای شرایط یا موضوعاتی که نظم مشخصی ندارند به کار میرود.
مثال:
房间里乱七八糟的。
Fángjiān lǐ luànqībāzāo de.
اتاق خیلی بههمریخته است.
理所当然 — طبیعی و بدیهی
Pinyin: Lǐ suǒ dāng rán
理所当然 برای چیزی استفاده میشود که آن را طبیعی، بدیهی یا مطابق انتظار میدانیم.
مثال:
帮助朋友是理所当然的。
Bāngzhù péngyou shì lǐsuǒdāngrán de.
کمک کردن به دوست، کاری طبیعی است.
این عبارت را بیشتر در زبان نوشتاری و موقعیتهایی که کمی رسمیتر هستند نیز میتوان دید.
显而易见 — کاملاً واضح و آشکار
Pinyin: Xiǎn’ér yì jiàn
معنی این اصطلاح «واضح و آشکار بودن» است؛ یعنی چیزی آنقدر روشن است که بهراحتی میتوان آن را تشخیص داد.
显而易见 در گفتوگوی رسمی، مقاله، بحث و نوشتههای تحلیلی بیشتر دیده میشود و نسبت به بسیاری از عبارتهای محاورهای، لحن رسمیتری دارد.
مثال:
显而易见,这不是一个好办法。
Xiǎn’ér yì jiàn, zhè bú shì yí ge hǎo bànfǎ.
واضح است که این روش خوبی نیست.
不可思议 — باورکردنی نیست
Pinyin: Bù kě sī yì
وقتی چیزی بسیار عجیب، شگفتانگیز یا غیرقابلباور به نظر میرسد، 不可思议 کاربرد دارد.
این عبارت ریشهای قدیمی دارد و در زبان امروزی نیز برای بیان تعجب از یک اتفاق یا نتیجه غیرمنتظره استفاده میشود.
مثال:
真是不可思议!
Zhēn shì bùkěsīyì!
واقعاً باورکردنی نیست!
出人意料 — برخلاف انتظار
Pinyin: Chū rén yì liào
اگر نتیجه یک اتفاق با چیزی که انتظار داشتیم متفاوت باشد، میتوان از 出人意料 استفاده کرد.
مثال:
这个结果出人意料。
Zhège jiéguǒ chūrényìliào.
این نتیجه برخلاف انتظار بود.
اصطلاحات چینی برای بیان رفتار و شخصیت
یکی از دلایل مهم یادگیری اصطلاحات، توانایی توصیف دقیقتر رفتار و شخصیت افراد است. بسیاری از چنگیوها دقیقاً برای همین منظور ساخته شدهاند.
一心一意 — با تمام وجود و با تمرکز کامل
Pinyin: Yī xīn yī yì
ترجمه تحتاللفظی 一心一意 چیزی شبیه «یک دل، یک فکر» است. این اصطلاح به فردی اشاره میکند که با تمرکز و تعهد کامل روی یک موضوع یا شخص قرار دارد.
در روابط عاطفی نیز کاربرد زیادی دارد.
مثال:
他一心一意地爱着她。
Tā yīxīnyíyì de àizhe tā.
او با تمام وجود او را دوست دارد.
برای یادگیری عبارتهای مرتبط با همین موضوع، جملات عاشقانه چینی میتواند مجموعه مناسبی از جملههای کاربردی را در اختیار شما قرار دهد.
三心二意 — دودل و مردد
Pinyin: Sān xīn èr yì
این اصطلاح تقریباً نقطه مقابل 一心一意 است. معنی تحتاللفظی آن «سه دل و دو فکر» است و زمانی استفاده میشود که فرد در تصمیم خود ثابتقدم نیست یا نمیداند دقیقاً چه میخواهد.
مثال:
做事情不能三心二意。
Zuò shìqing bù néng sānxīn’èryì.
هنگام انجام کار نباید دودل و بیتمرکز بود.
雄心勃勃 — بسیار بلندپرواز
Pinyin: Xióng xīn bó bó
雄心勃勃 برای فردی استفاده میشود که اهداف بزرگ و بلندپروازانه دارد.
این اصطلاح در توصیف افراد، برنامهها و حتی پروژههای کاری کاربرد دارد.
مثال:
他是一个雄心勃勃的年轻人。
Tā shì yí ge xióngxīnbóbó de niánqīngrén.
او جوانی بسیار بلندپرواز است.
一丝不苟 — بسیار دقیق و موشکاف
Pinyin: Yī sī bù gǒu
این اصطلاح برای فردی به کار میرود که در انجام کارها بسیار دقیق است و حتی به جزئیات کوچک نیز توجه میکند.
در محیط کاری استفاده از آن بسیار طبیعی است.
مثال:
他工作一丝不苟。
Tā gōngzuò yīsībùgǒu.
او کارش را بسیار دقیق انجام میدهد.
半途而废 — کاری را نیمهکاره رها کردن
Pinyin: Bàn tú ér fèi
اگر فردی کاری را شروع کند اما قبل از تمام کردن آن دست بکشد، میتوان از 半途而废 استفاده کرد.
این اصطلاح برای یادگیری زبان هم بسیار مناسب است؛ شروع کردن یک دوره آسان است، اما ادامه دادن آن تا رسیدن به نتیجه بخش مهم مسیر است.
مثال:
学习语言不能半途而废。
Xuéxí yǔyán bù néng bàntú’érfèi.
در یادگیری زبان نباید کار را نیمهکاره رها کرد.
اصطلاحات کاربردی زبان چینی در کار و موفقیت
بعضی از اصطلاحات زبان چینی بیشتر در محیط کاری، تحصیلی یا هنگام صحبت درباره موفقیت و تلاش دیده میشوند.
千方百计 — از هر راه ممکن تلاش کردن
Pinyin: Qiān fāng bǎi jì
千方百计 یعنی فرد برای رسیدن به یک هدف از راهها و روشهای مختلف استفاده کند و تا جای ممکن برای حل یک مسئله تلاش کند.
مثال:
我们要千方百计解决这个问题。
Wǒmen yào qiānfāngbǎijì jiějué zhège wèntí.
باید از هر راه ممکن برای حل این مشکل استفاده کنیم.
埋头苦干 — با تمرکز و سختکوشی کار کردن
Pinyin: Mái tóu kǔ gàn
این اصطلاح تصویری از فردی ایجاد میکند که سرش را پایین انداخته و بدون حواسپرتی مشغول کار است.
مثال:
他每天都在埋头苦干。
Tā měitiān dōu zài máitóukǔgàn.
او هر روز با تمرکز و سختکوشی کار میکند.
胸有成竹 — از قبل برنامه و آمادگی داشتن
Pinyin: Xiōng yǒu chéng zhú
胸有成竹 زمانی استفاده میشود که فرد پیش از انجام کاری، تصویر روشنی از آن در ذهن داشته باشد و برای انجامش آماده باشد.
داستان این اصطلاح به نقاشی بامبو مربوط است؛ نقاشی که پیش از کشیدن تصویر، آنقدر بامبو را مشاهده کرده بود که شکل آن را بهخوبی در ذهن داشت.
مثال:
对这次考试,他已经胸有成竹。
Duì zhè cì kǎoshì, tā yǐjīng xiōngyǒuchéngzhú.
او برای این امتحان از قبل کاملاً آماده است.
熟能生巧 — تمرین باعث مهارت میشود
Pinyin: Shú néng shēng qiǎo
این اصطلاح یکی از عبارتهایی است که برای زبانآموزان اهمیت ویژهای دارد. 熟能生巧 یعنی با تمرین و تکرار، مهارت بیشتری به دست میآید.
مثال:
学中文要多练习,熟能生巧。
Xué Zhōngwén yào duō liànxí, shúnéngshēngqiǎo.
برای یادگیری چینی باید زیاد تمرین کرد؛ تمرین باعث مهارت میشود.
一举两得 — با یک کار، دو نتیجه گرفتن
Pinyin: Yī jǔ liǎng dé
این عبارت تقریباً معادل مفهوم «با یک تیر دو نشان زدن» در فارسی است؛ یعنی یک اقدام، دو فایده به همراه داشته باشد.
مثال:
骑自行车上班既锻炼身体,又节省时间,真是一举两得。
Qí zìxíngchē shàngbān jì duànliàn shēntǐ, yòu jiéshěng shíjiān, zhēn shì yījǔliǎngdé.
با دوچرخه رفتن به محل کار هم ورزش است و هم باعث صرفهجویی در زمان میشود؛ واقعاً با یک کار دو نتیجه میگیری.
اصطلاحات چینی برای روابط و احساسات
برخی اصطلاحات در گفتگو درباره روابط، احساسات و اتفاقهای عاطفی بسیار جالب هستند و معنای آنها از ترجمه ظاهریشان مشخص نمیشود.
一见钟情 — عشق در نگاه اول
Pinyin: Yī jiàn zhōng qíng
این اصطلاح به معنای «عاشق شدن در اولین دیدار» است و بیشتر برای روابط عاطفی استفاده میشود.
مثال:
他们第一次见面就一见钟情。
Tāmen dì yī cì jiànmiàn jiù yījiànzhōngqíng.
آنها در اولین دیدار عاشق یکدیگر شدند.
入乡随俗 — هرجا رفتی، با رسم آنجا رفتار کن
Pinyin: Rù xiāng suí sú
معنی تحتاللفظی آن «وقتی وارد منطقهای شدی، از رسم و رسوم آنجا پیروی کن» است.
این اصطلاح مخصوصاً هنگام صحبت درباره سفر، زندگی در کشور دیگر یا سازگار شدن با فرهنگهای متفاوت کاربرد دارد.
مثال:
到了中国以后,要入乡随俗。
Dào le Zhōngguó yǐhòu, yào rùxiāngsuísú.
وقتی به چین رفتی، باید با فرهنگ و رسوم آنجا سازگار شوی.
一路平安 — سفر به سلامت
Pinyin: Yī lù píng ān
یکی از عبارتهای مناسب برای آرزوی سفری امن و بدون مشکل است.
مثال:
祝你一路平安!
Zhù nǐ yílùpíng’ān!
سفرت به سلامت!
اصطلاحات چینی برای شرایط سخت و مشکلات
亡羊补牢 — بعد از اشتباه، برای اصلاح آن اقدام کردن
Pinyin: Wáng yáng bǔ láo
ترجمه تحتاللفظی این اصطلاح چیزی شبیه «بعد از گم شدن گوسفند، تعمیر آغل» است. مفهوم آن این است که حتی اگر مشکلی اتفاق افتاده باشد، هنوز میتوان برای جلوگیری از تکرار آن اقدام کرد.
مثال:
现在改正还不晚,亡羊补牢。
Xiànzài gǎizhèng hái bù wǎn, wángyángbǔláo.
هنوز برای اصلاح کردن دیر نشده است؛ باید جلوی تکرار مشکل را گرفت.
欲速则不达 — عجله باعث نتیجه نگرفتن میشود
Pinyin: Yù sù zé bù dá
اگر برای رسیدن به نتیجه بیش از حد عجله کنیم، ممکن است دقیقاً به هدفی که میخواستیم نرسیم. 欲速则不达 همین مفهوم را منتقل میکند.
مثال:
学中文不能太着急,欲速则不达。
Xué Zhōngwén bù néng tài zháojí, yùsùzébùdá.
در یادگیری چینی نباید بیش از حد عجله کرد؛ عجله ممکن است مانع رسیدن به نتیجه شود.
骑虎难下 — در موقعیتی گیر افتادن که عقبنشینی سخت است
Pinyin: Qí hǔ nán xià
ترجمه تحتاللفظی آن «سوار ببر شدن و پایین آمدن دشوار بودن» است. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که فرد وارد موقعیتی شده و ادامه دادن یا کنار کشیدن هر دو برایش دشوار است.
大海捞针 — پیدا کردن چیزی بسیار دشوار
Pinyin: Dà hǎi lāo zhēn
یعنی «در دریای بزرگ دنبال سوزن گشتن». وقتی پیدا کردن چیزی بسیار سخت یا تقریباً غیرممکن باشد، این عبارت کاربرد دارد.
مثال:
在这么多资料中找一个错误,就像大海捞针。
Zài zhème duō zīliào zhōng zhǎo yí ge cuòwù, jiù xiàng dàhǎilāozhēn.
پیدا کردن یک اشتباه میان این همه اطلاعات، مثل پیدا کردن سوزن در دریاست.
اصطلاحات چینی درباره موفقیت و پیشرفت
马到成功 — با رسیدن، موفقیت حاصل شود
Pinyin: Mǎ dào chéng gōng
این اصطلاح بیشتر برای آرزوی موفقیت برای فردی به کار میرود و مفهوم آن نزدیک به «امیدوارم فوراً موفق شوی» است.
مثال:
祝你考试马到成功!
Zhù nǐ kǎoshì mǎdàochénggōng!
برای امتحانت آرزوی موفقیت دارم!
锦上添花 — بهتر کردن چیزی که از قبل خوب است
Pinyin: Jǐn shàng tiān huā
ترجمه تحتاللفظی آن «اضافه کردن گل به پارچه ابریشمی زیبا» است. یعنی چیزی که از قبل خوب است، با اضافه شدن یک ویژگی دیگر، بهتر و جذابتر شود.
脱颖而出 — برجسته و متمایز شدن
Pinyin: Tuō yǐng ér chū
این اصطلاح برای فردی استفاده میشود که توانایی یا استعدادش در میان دیگران بهخوبی دیده میشود.
مثال:
她在比赛中脱颖而出。
Tā zài bǐsài zhōng tuōyǐng’érchū.
او در مسابقه برجسته شد و توانایی خود را نشان داد.
东山再起 — دوباره به موفقیت رسیدن
Pinyin: Dōng shān zài qǐ
این اصطلاح درباره فرد یا گروهی استفاده میشود که پس از شکست یا یک دوره سخت، دوباره جایگاه خود را به دست میآورد.
چند اصطلاح چینی دیگر که ارزش یادگیری دارند
画蛇添足 — کاری اضافه و غیرضروری انجام دادن
Pinyin: Huà shé tiān zú
یعنی «برای مار پا کشیدن». از نظر معنایی زمانی به کار میرود که فرد کاری را بیش از حد ادامه دهد و با اضافه کردن چیزی غیرضروری، نتیجه را خراب کند.
井底之蛙 — دید محدود داشتن
Pinyin: Jǐng dǐ zhī wā
ترجمه آن «قورباغه ته چاه» است و برای فردی به کار میرود که به دلیل تجربه یا اطلاعات محدود، دید گستردهای نسبت به جهان ندارد.
对牛弹琴 — حرف زدن با کسی که متوجه نمیشود
Pinyin: Duì niú tán qín
ترجمه تحتاللفظی آن «برای گاو ساز زدن» است. زمانی استفاده میشود که فرد برای مخاطبی صحبت میکند که توانایی یا زمینه درک موضوع را ندارد.
走马观花 — سطحی و سرسری بررسی کردن
Pinyin: Zǒu mǎ guān huā
این اصطلاح به حالتی اشاره دارد که فرد چیزی را خیلی سریع و سطحی بررسی میکند و فرصت شناخت دقیق آن را ندارد.
مثال:
我只是走马观花地看了一下。
Wǒ zhǐshì zǒumǎguānhuā de kàn le yíxià.
من فقط یک نگاه سطحی به آن انداختم.
水落石出 — حقیقت آشکار شدن
Pinyin: Shuǐ luò shí chū
ترجمه تحتاللفظی آن «وقتی آب پایین میرود، سنگها نمایان میشوند» است. مفهوم آن این است که با گذشت زمان یا روشن شدن شرایط، حقیقت مشخص خواهد شد.
纸包不住火 — حقیقت را نمیتوان برای همیشه پنهان کرد
Pinyin: Zhǐ bāo bù zhù huǒ
معنی تحتاللفظی این عبارت «کاغذ نمیتواند آتش را بپوشاند» است. از آن برای بیان این مفهوم استفاده میشود که یک حقیقت یا مسئله مهم را نمیتوان برای همیشه مخفی نگه داشت.
آیا برای یادگیری چینی باید همه این اصطلاحات را حفظ کنیم؟
خیر. تعداد اصطلاحات زبان چینی بسیار زیاد است و حتی منابع مختلف از هزاران چنگیو صحبت میکنند؛ اما بخش قابل توجهی از آنها در مکالمه روزمره یک زبانآموز مبتدی یا متوسط کاربرد زیادی ندارند.
بهتر است ابتدا اصطلاحاتی را یاد بگیرید که مرتب در محتوای واقعی میبینید یا با هدف شما ارتباط دارند. برای مثال، اگر تمرکزتان روی مکالمه است، عبارتهای روزمره اهمیت بیشتری دارند؛ اگر برای کار یا تحصیل چینی میخوانید، اصطلاحات رسمیتر و پرتکرار در نوشتهها نیز ارزش یادگیری دارند.
همچنین بهتر است هر اصطلاح را فقط به شکل یک ترجمه فارسی حفظ نکنید. دیدن آن در جمله به شما کمک میکند بفهمید چه زمانی و با چه ساختاری باید از آن استفاده کنید. در کنار اصطلاحات، یادگیری واژگان پرکاربرد چینی هم باعث میشود هنگام ساختن جملههای واقعی، دامنه زبانی بیشتری داشته باشید.
چطور اصطلاحات چینی را بهتر یاد بگیریم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که زبانآموز فهرست بزرگی از اصطلاحات را حفظ میکند، اما بعد از مدتی نمیتواند هیچکدام را در جمله به کار ببرد. برای جلوگیری از این اتفاق، چند نکته ساده میتواند کمککننده باشد:
اصطلاح را همراه با جمله یاد بگیرید
به جای اینکه فقط 熟能生巧 = تمرین باعث مهارت میشود را حفظ کنید، یک جمله واقعی با آن یاد بگیرید. وقتی اصطلاح در یک موقعیت مشخص دیده شود، به خاطر سپردن و استفاده از آن آسانتر میشود.
به معنی تحتاللفظی توجه کنید، اما به آن اکتفا نکنید
بسیاری از چنگیوها تصویری هستند. مثلاً 画蛇添足 از نظر ظاهری به «کشیدن پا برای مار» اشاره میکند، اما معنای کاربردی آن انجام دادن کاری اضافه و غیرضروری است.
شناخت تصویر پشت اصطلاح میتواند به یادآوری آن کمک کند، اما هنگام صحبت کردن باید معنی و کاربرد واقعی آن را در نظر بگیرید.
اصطلاحات را در محتوای واقعی ببینید
خواندن متنهای چینی، گوش دادن به مکالمهها و مشاهده ویدئوهای آموزشی باعث میشود اصطلاحات را در بافت طبیعی ببینید. استفاده از منابع یادگیری زبان چینی متناسب با سطح شما میتواند این فرایند را منظمتر کند.
همه اصطلاحات را همزمان یاد نگیرید
برای شروع، چند اصطلاح پرتکرار را انتخاب کنید و سعی کنید خودتان با آنها جمله بسازید. بعد از اینکه در استفاده از آنها راحت شدید، سراغ موارد جدید بروید.
اگر هدف اصلی شما صحبت کردن با چینیزبانان است، تمرین شنیدن و صحبت کردن را هم در کنار یادگیری اصطلاحات جدی بگیرید. اصطلاحی که فقط در دفتر نوشته شده اما هیچوقت در مکالمه استفاده نمیشود، خیلی زود فراموش خواهد شد. برای تقویت این بخش، تمرینهای مرتبط با آموزش محاوره زبان چینی میتواند مکمل مناسبی برای یادگیری واژگان و اصطلاحات باشد.
جمعبندی
اصطلاحات چینی بخش جذابی از زبان و فرهنگ چین هستند. بسیاری از آنها در چند کاراکتر، مفهومی را منتقل میکنند که ترجمه کلمهبهکلمه آن نمیتواند معنای واقعی را نشان دهد. به همین دلیل، یادگیری آنها فقط به افزایش دایره واژگان محدود نمیشود و با شناخت فرهنگ و شیوه بیان مفاهیم در زبان چینی نیز ارتباط دارد.
برای شروع لازم نیست صدها اصطلاح را حفظ کنید. چند عبارت پرکاربرد مانند 马马虎虎، 一心一意، 一举两得، 熟能生巧، 入乡随俗 و 亡羊补牢 را انتخاب کنید، کاربردشان را در جمله یاد بگیرید و در موقعیتهای مناسب به کار ببرید. با افزایش سطح زبان، اصطلاحات جدید را نیز به تدریج به این مجموعه اضافه کنید.
سوالات متداول
- اصطلاحات زبان چینی چیست؟
اصطلاحات زبان چینی عبارتهایی هستند که معنای آنها همیشه از ترجمه کلمهبهکلمه مشخص نمیشود. بسیاری از آنها، بهویژه 成语 (Chéngyǔ)، چهارکاراکتری هستند و ریشه در داستانها، ادبیات و فرهنگ چینی دارند. - پرکاربردترین اصطلاحات چینی در مکالمه کداماند؟
عبارتهایی مانند 马马虎虎 (Mǎmǎ hǔhǔ) به معنی «بد نیست، معمولی است»، 一路平安 (Yī lù píng ān) به معنی «سفر به سلامت» و 一举两得 (Yī jǔ liǎng dé) به معنی «با یک کار دو نتیجه گرفتن» از اصطلاحات کاربردی هستند. - آیا اصطلاحات چینی در مکالمه روزمره استفاده میشوند؟
بله، اما میزان کاربرد آنها یکسان نیست. برخی اصطلاحات در مکالمات روزمره رایجاند، در حالی که بعضی دیگر بیشتر در نوشتهها، اخبار، محیطهای رسمی یا ادبیات دیده میشوند. - چطور اصطلاحات پرکاربرد زبان چینی را بهتر یاد بگیریم؟
بهتر است اصطلاحات را همراه با Pinyin، معنی، جمله مثال و موقعیت استفاده یاد بگیرید. به جای حفظ کردن فهرستهای طولانی، چند اصطلاح را انتخاب کنید و با آنها جمله بسازید و در محتوای واقعی به دنبال کاربردشان باشید. - آیا برای صحبت کردن به زبان چینی باید اصطلاحات زیادی بلد باشیم؟
خیر. برای شروع مکالمه نیازی به حفظ تعداد زیادی اصطلاح ندارید. بهتر است ابتدا عبارتهای پرتکرار و متناسب با سطح و هدف خود را یاد بگیرید و همزمان روی واژگان، ساختار جمله و مهارت شنیداری و گفتاری کار کنید.






