اقتصاد چین یکی از شاخصترین نمونههای تحول اقتصادی در قرن بیستم و بیستویکم به شمار میرود. کشوری که تا دهه ۱۹۷۰ اقتصادی عمدتاً بسته، ایدئولوژیک و کشاورزیمحور داشت، امروز به یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و تجاری جهان تبدیل شده است. بررسی مسیر تحول اقتصاد چین نهتنها برای تحلیلگران اقتصادی، بلکه برای کشورها، فعالان تجاری و سیاستگذاران، سرشار از درسها و الگوهای قابل تأمل است.
در این مقاله، سیر بازسازی اقتصاد چین، اصلاحات ساختاری، استراتژیهای رشد و سیاست «درهای باز» بررسی شده و مهمترین آموزههای این تجربه تاریخی تحلیل میشود.
آغاز بازسازی اقتصاد چین؛ نقطه عطف ۱۹۷۸
نقطه شروع اصلاحات اقتصادی چین به سومین اجلاس یازدهمین کمیته مرکزی حزب کمونیست در سال ۱۹۷۸ بازمیگردد. در این اجلاس، تمرکز اصلی کشور از ایدئولوژی صرف به سمت نوسازی سوسیالیستی و توسعه اقتصادی تغییر یافت.
اصلاحات ابتدا از روستاها و بخش کشاورزی آغاز شد. اجرای «سیستم مسئولیت خانوادگی» موجب شد کشاورزان بهجای کار جمعی اجباری، مسئول تولید خود باشند. دولت همچنان خریدار بخشی از محصولات بود، اما فروش مازاد به بازار آزاد واگذار شد. این سیاست به افزایش بهرهوری، انگیزه تولید و بهبود معیشت روستاییان انجامید.
اصلاح ساختار صنعتی و گسترش اقتصاد بازارمحور
در سومین اجلاس دوازدهمین کمیته مرکزی حزب کمونیست (۱۹۸۴)، بازسازی ساختار اقتصادی کشور بهصورت رسمی وارد مرحله جدیدی شد. هدف اصلی، حرکت تدریجی به سمت اقتصاد مبتنی بر بازار با ویژگیهای چینی بود.
اوج این رویکرد در چهاردهمین کنگره ملی حزب کمونیست چین (۱۹۹۲) و با ارائه نظریه مشهور دنگ شیائوپینگ تحت عنوان «سوسیالیسم با ویژگیهای چینی» نمایان شد.
مهمترین محورهای این اصلاحات:
-
اعمال تعدیلهای کلان اقتصادی
-
تعمیق اصلاحات در تمامی بخشها
-
توسعه مالکیت خصوصی در کنار حفظ نقش مالکیت عمومی
-
افزایش بهرهوری و کارایی شرکتهای دولتی
-
تفکیک نقش دولت از بنگاههای اقتصادی
-
تعریف شفاف حقوق مالکیت و مسئولیت شرکتها
-
ایجاد بازار ملی باز و یکپارچه اقتصاد چین
-
پیوند فعال اقتصاد داخلی با اقتصاد جهانی
-
حرکت دولت به سمت سیاستگذاری غیرمستقیم و قانونی
این اصلاحات زمینهساز رشد پایدار و کنترلشده اقتصاد چین در دهههای بعد شد.
استراتژی نوین رشد؛ عبور از اقتصاد ایدئولوژیک
پس از درگذشت مائو تسهدونگ و پایان انقلاب فرهنگی، رهبران جدید چین تمرکز خود را بر سازندگی و توسعه اقتصادی قرار دادند. جامعه چین که از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی انقلاب فرهنگی آسیب دیده بود، آمادگی پذیرش تغییرات بنیادین را داشت.
در کنگره ملی خلق چین (۱۹۷۸)، هدف تبدیل چین به کشوری نیرومند در چهار حوزه کشاورزی، صنعت، دفاع ملی و علم و فناوری تصویب شد. هرچند اجرای اولیه این برنامه با چالشهایی مانند پروژههای عظیم و فشار مالی روبهرو شد، اما اصلاح مسیر بهتدریج انجام گرفت. لغو کشاورزی اشتراکی، واگذاری زمین به خانوادهها و ایجاد انگیزه اقتصادی، از مهمترین اصلاحات این دوره بود.

کنفرانس ملی ۱۹۷۹ و تثبیت چهار مدرنسازی
در کنفرانس ملی ۱۹۷۹، دنگ شیائوپینگ بار دیگر بر ضرورت تحقق «چهار مدرنسازی» تأکید کرد:
کشاورزی، صنعت، دفاع ملی و علوم و فناوری.
او ضمن حفظ اصول بنیادین سوسیالیسم، بر واقعگرایی اقتصادی، آزادی اندیشه و جستجوی حقیقت از دل واقعیتها تأکید داشت. این نگاه عملگرایانه، تفاوت اصلی رویکرد جدید چین با گذشته ایدئولوژیک آن بود.
سیاست درهای باز؛ نقطه جهش اقتصاد چین
یکی از مهمترین تصمیمات راهبردی چین، اجرای سیاست درهای باز بود. دنگ شیائوپینگ معتقد بود که توسعه اقتصادی بدون تعامل با جهان ممکن نیست. او در دفاع از این سیاست، با مثالی مشهور تأکید میکرد:
«بستن پنجرهها مانع ورود مگسها میشود، اما در نهایت باعث خفگی میگردد.»
بر این اساس، چین با حفظ کنترل سیاسی، درهای اقتصاد خود را به روی سرمایه، فناوری و دانش جهانی گشود.
طراحی استراتژی نوین برای رشد اقتصاد چین
دنگ مبدع روشی در سیاست خارجی و داخلی گردید که تحولی در تاریخ چین به وجود آورد و استراتژی نوین این کشور برای رشد و توسعهی اقتصادی، روابط با دیگر کشورها و روابط داخلی را پایهریزی نمود.
در این سال سیاست درهای باز اقتصاد چین و سیاست به کار برده شده و همه چیز بر اساس این محور شکل گرفت. دنگ اعتقاد داشت برای تحولی شگرف در سیاست و اقتصاد چین، باید اجازه داد برخوردی همه جانبه بین فرهنگ چین و فرهنگی بیگانه صورت گیرد و در هر بعد نقاط مثبت آن توسط چین به استخدام گرفته شود.
دنگ در دفاع از نظریه خود چند سال بعد اظهار داشت: افرادی وجود دارند که میگویند ما نباید پنجرههای خود را باز نماییم زیرا با باز شدن پنجرهها مگس و سایر حشرات وارد اطاق میشوند؛ آنها میخواهند پنجرههای ما همچنان بسته باقی بماند، بهطوریکه ما از بیهوایی بمیریم.
اما ما میگوییم پنجرهها را بگشایید و هوای تازه را استنشاق کنید و در همان حال با مگس و حشرات مبارزه کنید. در حقیقت به زبان ایدئولوژی، دنگ سیاست درهای باز چین را جهت رشد و توسعه سوسیالیزم معرفی میکند، ولی هرگونه رجعت را، به اقتصاد سرمایهداران منتفی میداند.
در سیاست داخلی اقتصاد چین بر خلاف سنت مارکسیسم، دنگ منادی آزادی بیان و خطابه فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی گردید که روشهای عملی آن مورد بحث واقع خواهد شد.
روابط اقتصادی و انتقال فناوری؛ موتور توسعه چین
روابط اقتصادی و فناورانه بینالمللی در صدر برنامههای توسعه چین قرار گرفت. رهبران چین باور داشتند که باید اجازه داد سرمایهگذاران خارجی در محیطی رقابتی فعالیت کنند تا دانش و فناوری پیشرفته به کشور منتقل شود.
در کنگره سیزدهم حزب کمونیست (۱۹۸۷)، جائو زیانگ تصریح کرد:
-
هیچ کشوری نمیتواند پشت درهای بسته پیشرفت کند
-
بستن اقتصاد برابر با عقبماندگی است
-
سیاست درهای باز ابزار تقویت سوسیالیسم، نه تضعیف آن است
این سیاست باعث شد چین به تدریج به یکی از بزرگترین مقاصد سرمایهگذاری خارجی در جهان تبدیل شود.
نقش روابط اقتصادی چین
روابط اقتصادی امروز گسترش یافته و هیچ کشوری نمیتواند پشت درهای بسته پیشرفت کند. کشوری که دارای پایههای ضعیف سوسیالیستی است، لازم است که مراودات و همکاریهای تکنولوژیکی و اقتصادی خود را، با سایر کشورها حفظ نموده و فاصلهی خود را، با کشورهای توسعه یافته کم نماید، بستن درها مساوی عقب ماندگی است.
اگر ما سیاست درهای باز چین را اتخاذ نکنیم، قادر نخواهیم بود برتری سوسیالیسم را ثابت کنیم. در حقیقت سیاست درهای باز چین بهمنظور ترکیب نمودن اقتصاد سوسیالیستی و اقتصاد آزاد اتخاذ شد، تا از این طریق با به استخدام گرفتن سرمایه و تکنولوژی جهان توسعه یافته، در جهت ارتقاء اقتصاد سوسیالیستی گامی برداشته شود.
این کوشش نوعی اقرار به ناتوانی و نواقص در سیستم مارکسیسم، لنینیسم و سوسیالیسم است که پس از چین، شوروی نیز بیان نمود. نقش رهبری جدید دنگ شیائوپینگ و شخصیت وی در پیشبرد سیاستهای درهای باز چین بسیار موثر بوده و از عوامل کلیدی موفقیت و تداوم این سیاست به شمار میرود.
شخصیت و اعتبار وی ترغیب کنندهی جوامع توسعه یافته در سرمایهگذاری و انتقال تکنولوژیهای پیشرفته به اقتصاد چین است همچنین اعتبار وی در چین تضمین کنندهی پیشبرد این سیاست در داخل کشور میگردد و مخالفین را، در حد لازم قانع میسازد. در این استراتژی، عواملی که قبلاً در چین مورد استفاده قرار نمیدادند مورد توجه قرار گرفت.

استراتژی دنگ شیائوپینگ اقتصاد چین
استفاده از کمکهای بینالمللی، اعتبارات، استقراض و تخصیص بخشی از بازارهای تجاری جهانی به چین عوامل جدیدی هستند که به علاوه عوامل داخلی تضمین کننده، موفقیت استراتژی جدید رشد و توسعه در چین میباشند.
به دنبال استراتژی دنگ شیائوپینگ در مورد سیاست درهای باز چین در 15 ژوئیه 1979 حزب کمونیست و شورای دولتی اجازهی تاسیس 4 منطقهی اقتصادی ویژه در استانهای گوان دونگ و فوجیان را داد و مقررات ایجاد رابطه با کشورهای خارجی را تنظیم و تدوین کرد.
در سال 1981 دولت سیاست درهای باز چین در بعد اقتصادی را، به صورت قانون جمهوری خلق چین مربوط به قراردادهای اقتصادی و قانون مالیات بر درآمد جمهوری خلق چین در مورد شرکتهای خارجی به تصویب رساند. این امر مشوق جدی در سرمایهگذاری شرکتهای خارجی در چین بود. سال 1980 آخرین سال برنامه پنجساله بود، در این سال چین توانست در زمینهی تعدیل اقتصادی به نتایج جدیدی برسد. شما می توانید به راحتی در دوره آموزش زبان چینی بازرگانی ما شرکت کنید و تخصص زبانی خود را در این حوزه بهبود ببخشید.
سوالات متداول در خصوص اقتصاد چین
- چه عواملی باعث رشد سریع اقتصاد چین در دهههای اخیر شده است؟
- اصلاحات اقتصادی، سیاستهای دولتی، جذب سرمایهگذاری خارجی، و تمرکز بر تولید و صادرات از عوامل کلیدی رشد اقتصادی چین بودهاند.
- چین چگونه توانسته است یک اقتصاد صنعتی را به اقتصاد مبتنی بر فناوری و خدمات تبدیل کند؟
- چین با سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، آموزش نیروی کار ماهر، و حمایت از شرکتهای فناورانه، انتقال به اقتصاد فناوریمحور را تقویت کرده است.
- آیا ساختار اقتصادی چین قابل تکرار برای سایر کشورهاست؟
- هرچند بسیاری از اصول چین میتوانند مفید باشند، اما موفقیت آن به عوامل خاصی مانند فرهنگ، مدیریت دولتی، و بازار داخلی بزرگ بستگی دارد که ممکن است برای همه کشورها مناسب نباشد.
- چه درسهایی از سیاستهای تجاری چین میتوان گرفت؟
- اهمیت تجارت بینالمللی، تنظیم تعرفهها بهطور استراتژیک، و همکاری با کشورهای دیگر برای ایجاد بازارهای صادراتی از درسهای مهمی است که میتوان از چین آموخت.
- چین چگونه توازن بین کنترل دولت و بازار آزاد را ایجاد کرده است؟
- چین مدل خاصی از ترکیب اقتصاد آزاد با کنترل دولتی را بهکار برده است که در آن دولت برای حمایت از رشد اقتصادی بهصورت راهبردی عمل میکند.
- چین چگونه از سرمایهگذاری خارجی برای رشد اقتصادی خود بهره برده است؟
- با ایجاد مناطق آزاد تجاری، تسهیل قوانین و جذب سرمایهگذاری خارجی، چین توانسته است تکنولوژی و سرمایه مورد نیاز برای رشد اقتصادی را جذب کند.
- چین چگونه توانسته است فقر را بهسرعت کاهش دهد؟
- چین با تمرکز بر ایجاد شغل، توسعه زیرساختها، و گسترش خدمات اجتماعی توانسته است فقر را بهطور چشمگیری کاهش دهد.
- تاثیر سرمایهگذاری در زیرساختها بر اقتصاد چین چه بوده است؟
- سرمایهگذاری عظیم در زیرساختها، موجب افزایش اشتغال، تسهیل حملونقل و تجارت، و گسترش بازارهای داخلی شده است.
- چین چگونه با چالشهای زیستمحیطی ناشی از رشد سریع اقتصادی مقابله میکند؟
- چین در سالهای اخیر سیاستهای زیستمحیطی سختگیرانهای برای کاهش آلودگی و استفاده از انرژیهای پاک به اجرا گذاشته است.
- چگونه کشورهای دیگر میتوانند از مدل توسعه چین برای پیشرفت اقتصادی خود استفاده کنند؟
- با توجه به شرایط محلی، کشورها میتوانند از استراتژیهای چین در زمینه اصلاحات اقتصادی، تقویت تجارت، سرمایهگذاری در زیرساختها، و حمایت از نوآوری و فناوری استفاده کنند.
درباره نویسنده:دکتر ایرج وثوقی
بنیانگذار بنیاد چین | مدرس و مترجم زبان چینی | مشاور تجارت با چین
دکتر ایرج وثوقی، فارغالتحصیل مقطع دکترای تخصصی از چین با بیش از ۲۴ سال سابقه آموزشی در دانشگاههای ایران و چین است.
ایشان بنیانگذار بنیاد بینالمللی مطالعات چین، مولف و مترجم کتابهای چینی و برگزارکننده دورههای تخصصی تجارت با چین هستند.