نگاهی اجمالی به اقتصاد کشور چین

اقتصاد کشور چین اقتصادی است که  بازار آن مبتنی بر سوسیالیستیی است که تا حدی  بر پایه سازمان‌ اقتصادی دولتی است اما به کسب ‌و کارهای که به طور خصوصی فعالیت دارند هم اجازه کار می دهد.

از سال 1978 م دولت چین برنامه اقتصادی را در پیش گرفت که در آن برنامه،اصلاحات اقتصادی را شروع کرد.

در سال 2016 اقتصاد در چین از منظر تولید ناخالص داخل کشور جزوء دومین اقتصاد برتر در دنیا بود و در سال 2017 موفق به کسب رتبه نخست از نظر تولید داخلی بر پایه برابری قدرت خرید را در بین همه کشورهای جهان شد.

کشور چین در میان کشورهای دیگر در دنیا دارای پرسرعت ترین موتور اقتصاد است ،به طوری که در طی30 سال گذشته به طور میانگین سالانه ده درصد رشد و ترقی کرده است که این میزان پیشرفت را کمتر می توان در کشورهای دیگر دید.

در سال 2019 صندوق بین المللی پول ،به کشور چین در رابطه با درامد سرانه ربته 73 به ان اختصاص داد.

دومین کشور سرمایه دار و ثروتمند جهان،چین است به طوری که کل ثروت انان به 996میلیارد دلار می رسد و در طول تاریخ چین یکی از پرقدرت ترین در زمینه اقتصادی در دنیا به حساب میاید.

همچنین این کشور بیشترین کالاهای گوناگون ، با درجه بندی کیفیت مختلف را به جهان صادر می کند و دومین کشور وارد کننده در جهان است و در زمینه مصرف ، یکی از پرمصرف ترین هاست .

ذخیره ارزی خارجی چین یکی از بزرگترین هاست که ارزش ان معادل با 1/3 تریلیون دلار می باشد و کشور چین در سال 2001 عضو سازمان تجارت جهانی شد .

با پیشرفت روز افزون چین ،در زمینه ی اقتصاد توجه ها به سوی سلامت و ساختار اقتصاد این کشور بیشتر شده است.

نواحی ساحلی دریای چین روند صنعتی شدن را با سرعت بیشتری طی کردند این در صورتی است که استان هایی که از دریا دورند این روند را کند تر طی کردند.

تا سال ۲۰۱۹ با داشتن ۷۸۳ میلیون نفر کارگر، بزرگترین نیروی کار در دنیا شناخته شد. این کشور ،از نظر

شاخص سهولت انجام کار در جهان ،رتبهٔ ۳۱ام را به خود اختصاص داده و در گزارش رقابت‌پذیری جهانی رتبهٔ ۲۸ام را در اختیار دارد. نیکلاس استرن ، عضو مؤسسهٔ گرانتهام به منظوره تغییرات آب و هوایی و محیط زیست، توصیه کردند تا چین برای جلوگیری از این تأثیرات بلندمدت اجتماعی-اقتصادیِ آلودگی محیط زیست باید اقتصاد خود را به جهت توسعهٔ صنعتی پیشرفته‌تر کند و با تکیه بر کاهش دی‌اکسیدکربن و تخصیص بهینهٔ منابع ملی به نوآوری و تحقیق و توسعه هدایت کند. دولت مرکزی چین نیزاعلام کرد که ،این هدف ها جزوء برنامه‌ریزی‌های ضروری در کشور است.

دبیرکل حزب کمونیست چین(شی جین پینگ) هدف اصلی رویای چین را رسیدن به وضعیت ایده ال اینده در کشورش می داند،و ان هم رسیدن به «دو صد» است که شامل تبدیل چین به جامعه ای ثروتمند در سال 2021 و کاملا توسعه یافته می کند .

 

سال 2020،از پانصد شرکتی که در جهان برتر بودند 124 تا شرکت از کشور چین بودند.

بر پایهٔ اطلاعات به دست امده در سال  ۲۰۱۸م حدود ۲۷ درصد مردم چین کشاورزبودند  و صنعتگران 29 درصدو کارمندان و بازرگانان 45 درصد نیروی کار فعال این کشور را در بخش خدمات  تشکیل می دادند.

چین به سرعت توانست  افرادی که ،زیر خط فقر هستند را به بالای این خط انتقال دهد ، به طوری که از سال ۲۰۱۲م تا ۲۰۱۹ م به طور میانگین سالانه ۱۳٫۷ میلیون نفر را از خط فقر بیرون اورده است.

در سال ۲۰۱۸ تعداد افرادی که در چین زیر خط فقر بوده‌اند معادل ۱۶٫۶ میلیون نفر بوده است که ، این رقم معادل ۱٫۷درصد  از جمعیت این کشور بوده است. دولت چین قصد داشت تا پایان سال ۲۰۲۰ میلادی فقر را از بین ببرد اما بر عکس هر چه به پایان نزدیک می‌شود این روند کندتر می‌شود.

در سال‌های گذشته، نرخ‌ رشد، اعلام شده  از طرف دولت چین مورد شک و شبه قرار گرفته است زیرا ،ناظران داخلی و خارجی در حوزهٔ اقتصاد و امور مالی و برخی مقام های دولتی چین ادعا کردند که دولت در اعلام این آمارها اغراق می‌کنند.

در سال۲۰۱۶ میزان رشد ناخالص داخلی استان تیانجین  نیز به میزان یک سوم بیشتر از واقعیت اعلام شده بود. در یک همه پرسی که نشریهٔ وال‌استریت ژورنال بین۶۴ اقتصاددان برجستهٔ غربی برگزار نمود، معین شد که  ۹۶درصد آنها به این نتیجه رسیدند که، آنچه چین به عنوان نرخ رشد ناخالص داخلی منتشر می کند  « وضعیت اقتصادی چین را به طور دقیق بازتاب نمی دهد.» با این حال دفتر ملی پژوهش اقتصادی آمریکا درسال ۲۰۱۷ خلاف این موضوع را ثابت کرد.

(لی که چیانگ) نخست‌وزیر جمهوری خلق چین (که دبیر اسبق حزب در استان لیائونینگ) بود. دربارهٔ اعتبار آمارهای رسمی گفته شده که شاخص تولید ناخالص داخلی «ارقام دست‌ساز» اعلام کرده و قابل اعتماد نیست و از آن باید تنها« برای ارجاع» استفاده کرد.

صنایع اصلی چین بسیار وسیع و گسترده است و شامل انواع محصولات آهن الات و استیل، زغال سنگ، ماشین آلات صنعتی، نفت و پتروشیمی ،کفش و لوازم الکترونیکی و غیره می باشد .

برنج، سیب زمینی، ذرت، و غیره  محصولات اصلی کشاورزی هستند.

صادرات به صورت عمده به  چین شامل ماشین آلات ، مواد شیمیایی و واردات آن ماشین آلات، مواد شیمیایی، و غیره می باشد.

بانک جهانی آمار جدید را یک پیشرفت کلی دانست و با وجود اینکه  میزان تولید ناخالص داخلی، افزایش داشت ولی در حال حاضر نرخ سرانه تولید اقتصادی هنوز هم باز نزولی  است و برای اینکه چین به سطح کشورهای توسعه یافته برسد باید راه بسیاری را طی کند.

مقام های صندوق بین‌المللی پول IMF معتقدند، رشد مناسب دو کشور هند و چین سبب تعدیل تأثیرات گرانی نفت در منطقه آسیا شده‌اند. مقام های صندوق بین‌المللی پول، رشد اقتصادی آسیا را در سال ۲۰۰۷میلادی، 7درصد تخمین زدند و رشد اقتصادی دو کشور چین و هند را به ترتیب  درصد۱۱٫۴و ۸٫۵درصد اعلام کردند.

 

اقتصاد در کشور چین

از پایان دهه ۷۰ قرن بیست به این طرف، صنایع خدماتی چین پیشرفت قابل توجهی حاصل کرده‌است. این پیشرفت در دو زمینه مشخص شده ‌است.

دامنه صنایع خدماتی دائما در حال گسترش ‌است .درصد ارزش کل افزوده صنایع خدماتی نیز از ۴/۲۱ درصد در سال ۱۹۷۹ به ۷/۳۳ درصد در سال ۲۰۰۲ بالا رفته است.

در سال ۲۰۰۳، با وجود تأثیرات مخرب و زیان اور ناشی از ،شیوع سارس و بلایای طبیعی از قبیل خشکسالی و سیل، این صنایع همین طور ،توسعه سریع تری داشته ‌است. از طرف دیگر، صنایع خدماتی چین به تدریج به بخش مهم اشتغال زایی و درامد زایی در کشور تبدیل شده ‌است.

در سال ۱۹۷۸ میلادی شمار دست‌اندرکاران این صنایع از ۴۸ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر به ۲۱۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۲میلادی افزایش یافته است که در مقایسه با شمار شغل‌های افزوده صنایع چین درطی این مدت دو چندان شده‌ است.

ویژگی‌های اقتصاد کشور چین چیست؟

از سال ۱۹۷۹میلادی ، حزب کمونیست چین ،سیاست‌های اصلاحات را که دنگ شیائوپینگ مطرح کرد به اجرا در اورد .

بعد از اجرا شدنه، سیاست‌های اصلاحات و درهای باز به این سو، توسعه اقتصاد ملی و اجتماعی چین به دست آورده‌های چشمگیری دست پیدا کرده است وچهره ی کشور تغییرات تکان دهنده  را تجربه کرد. این دوران ازنظر وضعیت ،بهترین دوره بعد از تأسیس جمهوری خلق و برای مردم از  لحاظ تأمین معیشت زندگی انها محسوب می شود.

 

 

ویژگی های چی از نظر اقتصادی بخش های زیر را تشکیل می دهد:

  • وجود یک بخش دولتی بسیار گسترده، این بخش در حال حاضر نه در صنعت و خدمات دارای اکثریت نیستند، اما مرکز اقتصاد را در اختیار دارد و از این نظر تمرکز آن بیشتر می‌شود. (هدف ما، در این بخش ،از تاسیس چند مؤسسه «قهرمان ملی» است که بتواند دربرابر چند ملیتی‌های خارجی ایستادگی و مقاومت کند).
  • یک بخش «تعاونی و کلکتیو» که ضعیف تر و چند وجهی عمل می کند (تعاونی‌ها، شرکت‌های اقتصادی مختلط و غیره) اما بخش قابل توجهی از جمعیت فعالشهری و به خصوص روستایی در این بخش کار می‌کنند.
  • یک بخش سرمایه‌داری وجود دارد که در ان کمتر از یک پنجم تولید ملی را نمایندگی می‌کند؛
  • یک بخش اقتصادی که در اختیار بانکهاست که تقریباً تمام آن‌ها دولتی اند.
  • سیستم برنامه‌ریزی که اسم آن به«نظارت اقتصاد کلان» تغییر داده شده است.
  • این سیستم در قسمت کالایی، تکیه بر ابزارهای غیرمستقیم دارد (انواع مختلف نرخ مالیات بر موسسات و مصرف، و غیره) و بر یک پایه ی سیستم اعطای موافقت مبتنی است؛
  • بخش خدمات عمومیکه بودجه بیشتر  آن را دولت تأمین می‌کند یا در کنترل آن است (دولت بدین منظور چندین بخش «استراتژیک» را تعیین کرده ‌است که شامل انرژی، حمل و نقل می‌شود.
  • بر یک سیاست اقتصادیاراده گرایانه مبتنی است به طور مثال ،نداشتن استقلال بانک مرکزی؛
  • زمین‌های کشاورزی تحت بهره‌برداری خانوارهاست که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و زمین ها مالکیت عمومی دارند.

هدف از سیاست اصلاحات خروج چین از قید و بند اقتصاد اداری است. نمونه تاریخی آن را می‌توان با سیاست نپ در دهه بیستم میلادی در کشور شوروی قیاس کرد، اما از نظره طولانی بودن، روند تجربی آن و مشخص نبودن چشم‌انداز نهایی آن از سیاست نپ دارای تفاوت می شود.

کشور چین ، برای بسیاری از کشورهای توسعه نیافته الگویی مناسب و راه آن راهی نسبتاً هموار است. الگوی چین از آن جهت قابل تامل و بررسی است که بکار گرفتن آن موجب نارضایتی ثروتمندان نمی‌شود بلکه برعکس ثروتمندان همه ی کشورهای دیگر از این الگو استقبال می‌کنند و در چین سرمایه گذاری می کنند و همین موضوع باعث می شود که هر دو طرف سود ببرند .

کشور چین راه رشد اقتصادی خاص خود را طی کرده است. راهی را در پیش گرفت که، در هیچ جای دنیا این راه طی نشده است و به همین دلیل هم در سطح کشور، هم در سطح رهبری حزبی و دولتی، با مشکلات تئوریک رو روبه شد. چنان‌که حل این معزل با کناره گیری امکان‌پذیر شد.

رهبری چین در رابطه با شوروی در دهه ،شصت روش دشمنی را در پیش گرفت. تحت نظر ،انقلاب فرهنگی کادرهای عالی رتبه و سرشناس را از صحنه ی سیاست و اداره ی امور مملکتی اخراج کرد و برای تربیت فیزیکی به نقاط دور تبعید کرد. جوانان رادیکال تحت نام گارد سرخ زندگی افراد را دچار مشکل کردند.

در ده ها و روستا ها، کمون‌های اقتصادی و نظامی تشکیل شد. روستائیان شب و روز کار کردند و در عوض ان تنها چیزی که سهم انان شد فقط غذا بود . بدین ترتیب، سیستم برابری کمون اولیه ، اقتصاد چین را دچار رکود بی‌سابقه‌ای کرد.

مائو تسه تونگ فوت کرد و به همین دلیل ،دنگ شیائوپینگ یکی از رهبران مورد غضب دوران حاکمیت مائو ،به حاکمیت بازگردد و با تغییر رادیکال ،مسیر سیستم اقتصادی و سیاسی عوض کند، کمون‌های روستائی و ده ها جای خود را به سیستم اجاره داری در زمین دادند. تعاونی‌های خانوادگی تشکیل شد و از این طریق تولید محصولات کشاورزی افزایش یافت.

رفرم نه فقط ،اقتصاد کشاورزی بلکه کارگاه و کارخانه‌های تولیدات صنعتی را دربرگرفت. سرمایه خصوصی (داخلی، خارجی) امکان ان را پیدا کرد که با استفاده از کار ارزان قیمت ، مواد خام ارزان، بازار وسیع داخلی تولیدات صنعتی، به خصوص در تولیدات محصولات مصرفی طولانی مدت، به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت و بازار جهانی را تسخیر کرد.

سیاست جدید اقتصادی که، تنگ شیائوپنگ، در پیش گرفت باعث شد صحت نظریه همگرایی گالبرایت اقتصاددان سرشناس آمریکایی را به اثبات برساند.

همگرایی دو سیستم اقتصادی سرمایه‌داری و سوسیالیستی را با هدایت واحد دولت متکی به اقتصاد بازار، رشد صعودی و حیرت اوری را در اقتصاد کشور چین به وجود اورد و جهان را دچار حیرت کرد و احکام منجمد شده تئوری  عقب ماندگی جهان سوم را متحول کرد. چین در عرض ۲۰سال (۲۰۰۰–۱۹۸۰)، راه صد ساله را طی کرد.

ارقام زیر،نشان دهنده ی  ترقی در چین است:

  • در طی این مدت، زندگی مردم چین و رفاه انان ۲۲ بار بهتر گردید.
  • درآمد سرانهدر روستاها ۵۴ بار افزایش داشت.
  • شمار اهالی که درامد پایینی داشتند ، از ۵۳ درصد به۸درصد کاهش یافت.

 

 

در سال ۱۹۷۹، شروع رفرم در کشور چین کردند. رهبری چین در آغاز رفرم، برنامه ی رشد اقتصادی سه مرحله‌ای را تنظیم کرد و آن را به اجرا درآورد:

  • مرحله اول(۱۹۹۰–۱۹۸۰م)، تولید ناخالص ملیدو چندان شد. در این مرحله، مسئله تأمین خوراک و پوشاک مردم حل شد.
  • مرحله دوم؛ (۲۰۰۰–۱۹۹۱م) تولید ناخالص ملی سه دفعه افزایش داشت و این افزایش ممکن است مردم چین را به مرحله ی متوسط زندگی برساند.
  • مرحله سوم رفرم در حال حاضر اجرا میشود . در این مرحله، مدرنیزاسیون اقتصاد ملی و هم زمان با آن، مدرنیزاسیون کشور تمام می شود .
  • بخش‌های اقتصادی

کشاورزی

چین کشوری است که اکثر جمعیت مردم ،کشاورز هستند و کشاورزی در اقتصاد کشور چین جای به خصوصی دارد. با وجود آنکه چین ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد، اما مساحت مزارع این کشور یک میلیون و ۲۷۰ هزار کیلومتر مربع بوده است و حدودا ۷ درصد مساحت کل مزارع جهان را در بر می گیرد.

این مزارع به صورت عمده در زمین‌های وسیع و مسطح، درحوزهٔ شرقی ان که دارای آب و هوای موسمی است، متمرکز می‌باشد. کشت و زراعت مهم‌ترین بخش تولید کشاورزی کشور چین می‌باشد

در سال ۱۹۷۸  پیشرفت سریع  تولیدات کشاورزی چین بعد  از اصلاحات در روستاها شروع شد. در بیش از ۲۰ سال گذشته، اصلاحات در روستاها در حیطه ی مالکیت جمعی و تحت نظر بازار، از ماهیت سنتی به ماهیت جدید تحقق اقتصاد با مالکیت جمعی در شرایط اقتصاد بازار تغییر پیدا کرده ‌است. اصلاحات برای کشاورزان رونق سودآوری داشته است و نیروی مولد روستایی را آزاد نمود و توسعه و گسترش داده است و به کشاورزی به خصوص توسعه سریع تولید غلات و بهبود ساختار کشاورزی کمک کرده و باعث شده ‌است که کشاورزی چین به دست آوردهای مهمی دست پیدا کند.

در حال حاضرکشور چین،مقدار تولید پنبه، تخم کلم، برگ تنباکو، گوشت، تخم مرغ، محصولات آبزی و سبزی مقام اول را درجهان دارد. در سال‌های اخیر، دولت چین به منظور تحقق تدریجی توسعه هماهنگ روستاها و شهرها، همیشه به توسعه کشاورزی بسیار اهمیت داده است و به‌ طور پی در پی سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی کرده است  و درآمد کشاورزان را افزایش داده‌است.

 

 

 

 

صنایع

توسعه در بخش صنایع چین از اوایل دهه ۵۰ قرن بیستم اغاز گردید.

در سال ۱۹۴۹ میلادی بعد از تأسیس چین نو ، صنایع چین وارد مرحله نوسازی و توسعه شده‌ است و تا قبل از اجرای سیاست‌های اصلاحات و درهای باز در سال ۱۹۷۸، چین به‌ طور اولیه مکانیسم تقریبا کامل اقتصاد صنعتی را به وجود اورد . صنایع سنتی پتروشیمی و صنایع شیمیایی و الکتریکی به عنوان صنایع جدید نیز رشد قابل توجهی داشته است و صنایع هسته‌ای و صنایع هوا و فضا به عنوان صنایع با علوم و فنون عالی به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کرده است .

از پایان دهه ۷۰ قرن بیستم به بعد، گرایش توسعه صنایع چین سرعت بیشتری گرفته است ، از سال ۱۹۷۹ تا سال ۲۰۰۳میلادی ،مقدار رشد صنایع چین سالانه بیشتر از ده درصد بوده ‌است. بعد از پنجاه سال توسعه، مقدار تولید فراورده‌های صنعتی این کشور با سرعت بالایی رو به پیشرفت بوده است و انواع فراورده‌های صنعتی به منطقه های گوناگون جهان صادر شده‌ است.

از سال ۱۹۹۶میلادی به بعد، مقدار تولید فولاد و آهن الات ، زغال سنگ، سیمان، کود شیمیایی و تلویزیون چین همواره در مقام اول جهان قرار گرفته‌ است.

در سال ۲۰۰۳، چین ۵۳۶۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون یوان ارزش افزوده صنایع را تحقق بخشید که در قیاس با سال  ۲۰۰۲میزان درصد رشد ۶/۱۲ در صد افزایش یافته بود.

حال، این کشور نه تنها می‌تواند هواپیما، کشتی و خودرو و قطار بسازد،و به دیگر کشورها صادر کند،بلکه توانایی پرتاب ماهواره مصنوعی را داردو تجهیزات صنعتی مدرن را تولید می‌کند.

در آینده، این کشور بیش از گذشته، پیشبرد صنعتی شدن را توسط اطلاع ‌رسانی اجرا می کند  و نقش مساعد صنایع برای توسعه اقتصادی چین را تقویت می کنند

 

 

اوضاع ساختار صنایع چین

ساختار صنایع به معنی تشکیل عوامل تولید در ارگان‌های مختلفی اعم از صنعتی و ارتباط بین آنان ،حاکی از اتکا به یکدیگر و تصریح و پیوند متقابل است که عبارت است از ارتباط کشاورزی، صنایع و صنایع خدماتی و ارتباط اصناف مختلف و غیره است.

در سال  ۱۹۴۹میلادی ،پس از انکه چین نو ،تاسیس شد. صنایع چین سه مرحله توسعه را از سر گذرانده است.

مرحله اول: از اوایل دهه ۵۰ تا پایان دهه ۷۰ قرن بیستم، چین ویژگی‌های اقتصاد نیمه استعماری را به سرعت تغییر داد و به‌طور اولیه پایه صنعتی شدن را بنیان گذاری کرد.

مرحله دوم: از سال ۱۹۷۹م تا اوایل دهه ۹۰ قرن بیستم، چین سیاست‌های اصلاحات و درهای گشوده را اجرا کرد و با تنظیم ساختار صنایع به مرحله میانی صنعتی شدن چین وارد شد.

مرحله سوم: از اوایل دهه ۹۰ قرن بیستم (پس از تأسیس نظام اقتصاد بازار سوسیالیستی) تا سال ۲۰۲۰، چین ضمن تحقق صنعتی شدن،ان را به اطلاع همگان نیز می رساند.

با گذشت 50سال ، ارتباط کشاورزی، صنایع و صنایع خدماتی چین به‌ صورت قابل توجه ای تغییر کرده ‌است. از دهه ۵۰ قرن بیستم تا سال ۲۰۰۲، نسبت کشاورزی از ۴/۴۵ درصد به ۵/۱۴ درصد در سال ۲۰۰۲ پایین آمده است، نسبت صنایع از ۴/۳۴ درصد به ۸/۵۱ درصد بالا رفته است و نسبت صنایع خدماتی از ۲/۲۰ در صدبه ۷/۳۳ در صد افزایش داشته است.

 

صنایع خدماتی

از پایان دهه ۷۰ قرن ۲۰ به این طرف، صنایع خدماتی چین پیشرفت قابل توجهی کرده‌است.

این پیشرفت در دو زمینه مشخص شده‌ است و اینکه دامنه صنایع خدماتی دائما گسترش یافته‌ است. طبق آمار، از سال ۱۹۷۸ تا سال ۲۰۰۲، ارزش افزوده صنایع خدماتی چین از ۸۶ میلیارد و ۵۰ میلیون یوان به۳۴۵۳ میلیارد یوان افزایش یافته که این رقم ۳۹ برابر شده است و درصد رشد سالانه  آن بیشتر از ۱۰ درصد بوده است که دربرابر با سرعت رشد ارزش تولیدات داخلی بسیار آن بیشتر است. درصد ارزش کل افزوده صنایع خدماتی نیز از ۴/۲۱ درصد در سال ۱۹۷۹ به ۷/۳۳ درصد در سال ۲۰۰۲میلادی ترقی کرده است.

در سال ۲۰۰۳میلادی، با وجود تأثیرات مخرب ناشی از شیوع سارس و بلایای خشکسالی و جاری شدن سیل، این صنایع همچنان به سرعت توسعه پیدا کردند. از سوی دیگر، صنایع خدماتی چین تدریجا به کانال مهم اشتغال زایی در کشور تبدیل شده‌ است. شمار دست‌اندرکارانی که در این صنایع فعالیت دارنداز ۴۸ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۷۸میلادی  به ۲۱۰ میلیون نفر در سال ۲۰۰۲میلادی افزایش یافته است  که در قیاس با شمار شغل‌های افزوده، صنایع چین در این مدت دو چندان شده ‌است.

در حال حاضر، صنایع خدماتی با صنف غذایی، گردشگری، بانکداری، بیمه، اطلاع‌رسانی، حمل و نقل، مدیریت ساختمان و غیره مرتبط است.

طبق برنامه‌ریزی انجام شده توسط توسعه چین، تا سال ۲۰۲۰میلادی، به نسبت ارزش افزوده صنایع خدماتی در ارزش کل تولیدات داخلی از یک سوم به بیشتر از ۵۰ درصد خواهد رسید.

در پایان از همراهی شما عزیزان تشکر می کنیم و امیدواریم این مطالب برایتان مفید واقع شده باشد.

 

آموزش زبان چینی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اسکرول به بالا